تبليغاتX
از نسل خاکیم .......و تشنه باران
                       

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××× 

                           ادرس جدید وبلاگ :

                     

 

                      http://anodyne.blogfa.com       

+ جمعه 1386/03/25 11:59 قبل از ظهر توسط : ( مهدی قاسمی ) |






عمرم خواهد گذشت بدون هيچ عشقي در دل.عمرم خواهد گذشت همچون چهار فصل سال و هر فصل آن نمونه داغي است كه بر دل ميماند.
 بهار است و شادي و طراوت و تازگي نه اما در دلي كه بوي كهنگي و غبار ميدهد و خاطرات زني كه ناجي من شد در لجنزار بلاها و شكيبايي را به من آموخت و من چه راحت نمكدان محبت هايش را شكستم.
تابستان است و فصل شور و گرما و اما خاطرات تلخ گلي كه در اوج جواني پر پر ميشود
پاييز است و فصل سرما و قدم زدن در زير باران به ياد خاطرات دخترك شب.كجاست آن دختر پاييز
و زمستان فصلي كه براي من يادآور راندم از بهشت بود.بهشتي كه تا در كنارش داشتم قدرش ندانستم و اكنون در جهنم تنهايي و افسردگي قدم بر ميدارم به اميد فردايي ناپيدا.
تحول در من اينگونه بود كه از اوج غرور و مقام و آن همه شور و مستي  اكنون در پستوي تنهايي ها دست و پا ميزنم و تنها با ياد خاطرات شيرين گذشته و حسرت ها و آرزوهاي بر دل مانده زنده ام 
 و در افسوس گذشته ها و فرصت هاي طلايي اشك  خون بر چهره لاغر و  چشمان بر گود رفته ام جاري ميشود .
در پس چهره اي كه روزي تحسين همگان را در پي داشت اكنون مشتي پوست و استخوان باقي مانده و در چشماني كه از نگاه همه در آن سادگي و معصوميت بود اكنون در آن دريدگي و بي شرمي موج ميزند.
و من اكنون با تمامي وجودم در انتظار آرامشي هستم كه در اين ديار نخواهم يافت.و دانم كه آرزوي اين آرامش را در سراي ابدي هم بايد بر دل نشانم........ميدانم .ميدانم كه آه و نفرين كسان بسياري
درهنگام مرگم بدرقه راهم خواهد شد تا مرا به سوي اتش دوزخ هدايت كند
چه دلها كه نشكستم.چه اشكها كه از چشمان دگران جاري نكردم و چه خيانت ها و بي وفايي ها كه نكردم تا هم اكنون تمام آن زخمهايي كه بر دگران نشاندم  همانند دمل چركين سر برآورد و مرا در خود فرو برد.در خود افسردگي و تنهايي و خودخوريهايي كه تمامي نخواهد داشت
من تنها در آرزوي بخشش خدايم هستم.خدايي كه روزي 17 مرتبه نه از روي عشق و علاقه و محبت بلكه از روي اجبار و ترس از آتش اخرت در برابرش سر تعظيم فرو مياوردم و اكنون ميدانم تمام آن عبادتهايم پوچ و بي هدف بود.ميدانم خدايم مرا خواهد بخشيد .چون اوست كه بخشنده است .خدايم مهربان است و ميدانم كه ميتوانم زين پس آرزوهايم را از او بخوام و اگر خداي مهربانم مقدر گرداند برآورده خواهد شد و در غير آن حكمتي در پس آن است.
خداي مهربانم كمكم كن تا تحول را آغاز كرده و غبار اين كهنگي و پوچي را از اين تن خسته پاك كنم 
عمرم خواهد گذشت با عشقي بزرگ در دل.عشق به آن منبع لامتناهي محبت و بزرگي
+ سه شنبه 1386/02/25 11:51 بعد از ظهر توسط : ( مهدی قاسمی ) |






چه آسان گسستي از از آن همه پيوند
شعر رفتن از لبان تو جاري شد و چه آسان فراموش كردي خاطرات با هم بودن ما را
و عشق از براي قلب سنگي تو همچون رودي بود گذرا و تمامي هوسهايت را در وجود من خالي كردي
.....
و مرا تنها گذاشتي
و مرا فراموش كردي
و چه ساده بودم من كه هويت خود را در تو جستجو كردم
و چه ساده بودم كه خود را از براي عشقت ارزان فروختم
و پاكدامني  خود و عشقم را با تمامي وجود در كف دستانت نهادم
و تو رفتي
و چه آسان رفتي
همچو نسيم سحر گاهان آمدي و چون باد غروب پاييزي رفتي و بر همه خاطرات پشت پا زدي
ولي ميدانم كه روزي باز خواهي گشت
روزي كه نادم و پشيمان و به ياد خاطرات گذشته ياد من و عشق بي سرنجام من خواهي كرد
و به ياد آن شيريني هاي با هم بودن باز خواهي گشت
غافل از آن كه دير آمدي و ليلي تو در غم عشق تو جان داد
....... چه آسان رفتي
+ شنبه 1386/02/01 4:51 بعد از ظهر توسط: ( سیما تهرانی ) |






۱: تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره ، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

۲: سه نفررشتي و تهراني و آبادانيه داشتن تو خليج فارس عليه آمريكا شعار ميدادن و ميگفتن: خليج فارس ايران محل دفن ريگان. يه ناو آمريكايي كه از اونجا رد ميشد اينا رو دستگير ميكنه. به تهرانيه ميگن خب تو چي ميگفتي؟ تهرانيه يهو جوش مياره ميگه: خليج فارس ايران محل دفن ريگان! ميگيرن ميكشنش. به رشتيه ميگن تو چي ميگي؟ ميترسه ميگه والا به خدا من فقط گفتم خليج فارس ايران محل ماهيگيران! آزادش ميكنن. به آبادانيه ميگن تو چي ميگي؟ ميگه: من گفتم خليج فارس ايران آسفالت بايد گردد.

۳: پسر :عزيزم يه بوس از اون لبات بده كه با گرماش سيگارم رو روشن كنم .دختر:نميدم تا كونت بسوزه بعد با حرارتش ميتوني سيگارت رو روشن كني .

۴: زن بايد نجيب باشه مثل اسب. چشماش قشنگ باشه مثل آهو .زيبا و باوقار باشه مثل طاووس و براي ازدواج مرد فقط بايد خر باشه.

۵: یه بنده خدایی میگه  مردای متاهل دوتا ارزوی بزرگ دارن   یکی اینکه  پول برای خرید خونه داشته باشن دوم پول برای خرید ماشین واسه فرار کردن از خونه

۶: يه روز يه بنده خداي کردي رو مي‌برن جهنم فرداش مي‌بينن هيچکس اونجا نيست. تحقيق که مي‌کنن مي‌فهمن کرده همرو قاچاقي برده بهشت

۷: به تركه ميگن بچت حشيش مي‌كشه ميگه حشيش چيه؟ ميگن يه چيزيه كه آدم مي‌كشه و ميره تو فضا. شب پسرش مياد خونه و تركه بهش ميگه اصغر حشيش مي‌كشي؟ پسره ميگه نه بابا چطور مگه؟ تركه ميگه خفه شو پدر سگ، مردم تو آسمونا ديدنت

۸: ترك رو به جرم كردن 60 نفر مي گيرن و مي برنش پاسگاه سرهنگ مي گه مگه مريضي 60 نفروووو ...... ؟مي گه بابا چتونه؟ تو رساله نوشته سرهنگ شاراپ مي زنه تو گوشش مي گه :مرديكه پدر سوخته كجا رساله نوشته 60 نفر رو بكن؟؟؟؟ميگه چرا مي زني من خودم خوندم اگه يه روز روزه نگيري بايد 60 نفر سيرررر بكني

۹:دو تا ترک ميرن سازمان ناسا براي باز ديد . تشنه شون مي شه اشتباهي سوخت موشک رو بجاي اب ميخورن . چند دقيقه بعد اولي با موبايل به دومي زنگ ميزنه ميگه . تو گلوت نمي سوزه و دلت درد نمي کنه و نفق نکردي و احساس کني که ميخواي بگوزي . دومي ميگه اره همچين احساسي دارم . اولي ميگه يه وقت نگوزي ! من اينکار رو کردم الان دوبي هستم

۱۰: یارو میره تیمارستان میبینه یکی 3 تا زغال برداشته گذاشته سرش . ! میگه چه کار داری میکنی؟ طرف شلوارشا میکشه پایین میگه : بفرما قلیون .!!!!..

۱۱: تو يه مسابقه قرار بوده تركه براي هر حيواني كه نشونش دادن يه شعر بخونه... اول يه كبوتر نشون ميدن ميگه : كفتر كاكل به سر هاي هاي .... بعد گنجشك نشون ميدن ميگه : گنجشكك اشي مشي .... آخر سر يه خر نشونش ميدن كه چشماش بسته بوده ميگه : خانومي چشماتو باز كن خانومي به صبح نگا كن.... 

+ یکشنبه 1386/01/12 8:43 بعد از ظهر توسط: ( سیما تهرانی ) |






ياران ... ياران منشينيد خاموش
ايران در سايه دار است منشينيد خاموش
زير ساطور تبهكاران است منشينيد خاموش
ياران منشينيد خاموش
در كشور ما سرب سوزان است پاسخ
در كشور ما سرب سوزان است پاسخ
گر بپرسي از عدالت
هر ره ديگر بود مسدود جز راه رذالت
منشينيد خاموش ياران
ايران در سايه دار است منشينيد خاموش ياران
گرديد وطن غرقه اندوه و من واي وطن واي وطن واي
سرخند از اين غصه سفيدار چمن واي وطن واي وطن واي
خيزيد رويد از پي تابوت و كفن واي وطن واي وطن واي
اي غرق در هزار غم بي دوا وطن
اي طعمه گرگ اجل مبتلا وطن
قربانيان تو همه گلگون قبا وطن
عزيز وطن غريب وطن بي نوا وطن
بي كس وطن غريب وطن بي نوا وطن
مادر ببين عروس وطن بي جهاز شد
مادر ببين دست اجانب دراز شد
هر شب به عرش نصيب پلنگ و گراز شد
عزيز وطن غريب وطن بي نوا وطن
بي كس وطن غريب وطن بي نوا وطن
در هيچ كس همت و دين ثبات نيست
جان كندن از زندگي ما حيات نيست
از هيچ سمت راه گريز و نجات نيست
اي خاك تو جواهر لعل و طلا وطن
آن عقربي كه بر وطن افتاد حاضرست
آن خاينين ستمگر و جلاد حاضرند
آن مهر و دفتر و اسناد حاضرست
كردند بر تو نا خلفان ظلمها
عزيز وطن غريب وطن بي نوا وطن

       داریوش اقبالی

+ یکشنبه 1386/01/12 7:5 بعد از ظهر توسط: ( سیما تهرانی ) |






 

من براي تو چه كوچك بودم
بازيچه اي چون عروسك بودم
من برا ي عشق تو آيينه بودم
و تو خود را در من زشت ديدي
و مرا بشكستي
و چه آسان بودنت را با من نفي كردي
وز همه خاطره ها بگسستي
تو براي آرزوهايم همچو يك شيرين بودي
من برايت مردي بد شكل بد صدا غمگين بودم
تو مرا آتش زدي نابود كردي
خاكسترم را در باد تنوع دود كردي
من برايت كم بودم
 از براي اشكهايت
همچو يك قطره دريا
و نه يك مرحم بودم

+ چهارشنبه 1385/12/23 4:35 بعد از ظهر توسط : ( مهدی قاسمی ) |






 

اين هم يک سري عکس که وقتي شيراز بودم از تخت جمشيد گرفتم.البته چون با موبايل بود خيلي با کيفيت نيست ولي قابل تحمله.البته در حدود 70 درصد بناهاي تخت جمشيد تخريب شده يا به غارت رفته.الان هم که قراره آرامگاه کوروش  به خاطرپروژه سد سازي  زير آب بره و نابود بشه که يک فاجعه بزرگ ميتونه باشه.ولي چون حکومت زور گويي هست هر کسی فکر منافع خودش هست  هيچ کس نميتونه اعتراض کنه .

براي ديدن بقيه عکس ها روي ادامه مطلب کليک کنيد لطفا 


ادامه مطلب
+ چهارشنبه 1385/12/16 4:6 بعد از ظهر توسط : ( مهدی قاسمی ) |